جهانبینی
بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
.
.
چه رویکرد کریهی، چه بازخورد چموشی
حیاط خانه ی ما را، نه گربه ماند و نه موشی
رسیده ایم به آن شب، شبی که در رحم فقر
شکنجه تغذیه می شد جنین حلقه به گوشی
سیاه بخت بدینسان که در قلمرو انسان
موجه است جهانبینی ذغال فروشی
به گوش کاخ نشینان خطبه خوان برسانید
که زنده باد خرابی، خجسته باد خموشی
عبای فتنه که مثل ردای سلطنتی بود
خدا کند که بیایی، لباس ساده بپوشی
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 9:40 توسط مرتضی عابدپور لنگرودی
|
زنان شهر گفتند: زن عزيز از جوان خدمتکارش کام خواسته است. دلش دوستي او را ربوده است. او در گمراهي آشکاري است. "يوسف/آيه 30"